۱۳۸۸ مرداد ۹, جمعه

دانشجو پس از آزادی ازبازداشتگاه کهریزک

م الف، یکی از دستگیر شدگان روز 18 تیر است. این دانشجوی بیست و چند سالهپس از آزادی ازبازداشتگاه کهریزک در گفت و گو با روزاز شرایط مخوفی گفته که بر این زندان حاکم است.

کی و در کجا بازداشت شدید؟

تقاطع اسکندری شمالی و خیابان انقلاب. دقیقا روبروی ایستگاه اتوبوس بی آرتی ایستگاه قریب. ساعت 6. 30.

چگونه بازداشت شدید؟

به همراه یکی ازدوستانم به درحال حرکت به سمت انقلاب و ازآنجا کوی دانشگاه بودیم. سرو صداهاورفت وآمد بسیار زیاد بود و مامی خواستیم زودتر به محل مورد نظر برسیم. ما می دیدیم که یگان های ویژه به سمت مردم یورش می آورند، برای اینکه با آنها روبرو نشویم از کوچه های فرعی عبورمی کردیم. درآنجا هم لباس شخصی ها و نیروهای بسیجی بودند واز همه خطرناکتر. بنابراین تصمیم گرفتیم به خیابان انقلاب برگردیم. در تقاطع اسکندری درگیری شدیدی بود. ما هم به مردم پیوستیم وحدود یک ساعت برای عبور از سد ماموران وپیوستن به موج سبزتلاش کردیم.

آیا شعار می دادید؛ یا سنگ پرتاب می کردید؟

بله. همه همین کاررا می کردند. در برابر چماق و گلوله چکار می توانستیم بکنیم؟ اصلا کسی برای غیر از این کار درآن محل نبود. دختران از خیابان های فرعی سنگ می آوردند وبه عنوان گروههای پشتیبانی عمل می کردند. خانواده های مستقر درمحل هم شربت و آب درست می کردند و به معترضان می دادند.

شما را شناسایی کردند؟

نه. من دریک حمله ناگهانی وغافلگیرانه به دام افتادم. درحالی که با نیروهای گارد ویژه درحال ستیز بودیم، ازخیابان اسکندری جنوبی موتور سواران لباس شخصی به سرعت وارد خیابان انقلاب شدند ومسیر ما را از پشت مسدود کردند و مارا گرفتند. هیچ فرصتی هم برای اطلاع رسانی دیگران به ما نبود.

چند نفر بازداشت شدند؟

بین ما، وقتی گاز اشک اور را زدند نزدیک به 10 یا 12 نفر را بازداشت کردند. وقتی گاز خوردیم هیچ کاری نتوانستیم انجام دهیم. ترکیبات گازی که ماموران به مردم می زنند بسیار متفاوت تر از گازاشک آور است به دلیل اینکه این نوع گاز به محض اصابت و استشمام باعث بی حالی و کدری دربدن می شود. وقتی این نوع گاز که حاوی سی او اس است به بدن وارد شود قدرت کاری و تصمیم گیری از بین می رود و به راحتی به دام خواهی افتاد.

پس از بازداشت درمحل انقلاب چه اتفاقی افتاد؟

درهمانجا و حین دستگیری مارا به شدت کتک زدند. یعنی درحالی که نمی توانستیم حرکت چندان زیادی را انجام دهیم(به دلیل گازگرفتگی) ناگهان 6، 7 نفر ریختند روی سرما و شروع کردند به ضرب وشتم. با با توم های الکتریکی ومشت ولگد؛ قدرت هیچ نوع دفاعی را نداشتیم.

دوستتان هم بازداشت شد؟

خیر. او هنگام قیچی مردم توسط نیروها برگشته بود تا به مجروحینی که گازخورده اند کمک کند.

بنابراین شما را به بازداشتگاه بردند.

بله. به ستادفرماندهی نیروی انتظامی درکارگرجنوبی.

آنجا چندنفر بودید؟

خیلی زیاد. قریب به 50نفر.

در آنجا هم شما را کتک زدند؟

نه.

تاچه زمانی شما را در آن جا نگه داشتند؟

تا نیمه های شب. فکرمی کنم ساعت 4 صبح بود که برای انتقال به جایی که بعدا فهمیدیم کهریزک است، ما راحرکت دادند.

همه را به کهریزک بردند؟

بله. با یک یا دو اتوبوس. دست و پاهایمان را زنجیر زدند، چشم هایمان را بستند وسوار اتوبوس کردند.

از اوضاع کهریزک بگویید.

وقتی رسیدیم اول از همه همگی مارا کتک مفصلی زدند. دوباره ساعت 6صبح بود که 13 الی 14 نفر ریختند سر ما و با فحاشی های بسیار رکیک ما را به باد کتک گرفتند. همه رابا باتوم های شوک آور زدند. بعد لختمان کردند و به رویمان آب پاشیدند و با کابل وزنجیر به ما یورش آوردند. آن موقع اغلب ما به دلیل بی خوابی و دردهای بدنی عملا بی جان شده بودیم و رمقی برایمان نمانده بود. با این برخوردها درمحوطه کهریزک توان بلند شدن هم نداشتیم

به چه دلیل کتک زدند؟

بی دلیل. فحش می دادند ومی گفتند منافق، آشغال و هزاران فحش دیگر که گفتنی نیست.

شکل و شمایل آـنها چگونه بود؟

بسیار عادی. دقیقا شکل مردم عادی لباس می پوشیدند. حتی برخی شلوار لی به تن داشتند. برخی ریش وسبیل داشتند و بعضی هم نداشتند. یعنی اصلا تصویر خاصی نداشتند. ولی ازنگاه های غضب آلود و برخوردهای خشن شان معلوم بود که یا حسابی پول می گیرند و یا اینکه شستشوی مغزی شده اند و یا هردوی اینها.

وضعیت محل اسکان چگونه بود؟

افتضاح. سوله هایی ساخته بودند که بوی رطوبت درآن بیش از هرچیزی آزار می داد. دراین سوله ها تعداد زیادی کانتینر هست که برای نگهداری 5نفر ساخته شده. ولی همه مارا ریختند در این کانتینر های 5 نفره. حداقل 20 نفر در هر کانتینر. آنجاامکانات بهداشتی درحد صفر است. بازداشتگاه وسط بیابان است و داخل اآنها خیلی گرم می شود. هوای مناسب برای استشمام وجودندارد و خیلی ها مریض شدند.

برای دستشویی چه می کردید؟

همه 20 نفر را یک جا دستبند وپابند می زدند و به جلوی توالت ها می بردند. بعضی وقت ها هم از بیرون بردن خبری نبود برای همین در داخل کانتینرها، بوی تعفن همه چا پیچیده بود.

وضعیت غذا چطور بود؟

نزدیک 48ساعت چیزی به ما ندادند. بعد از آن فقط نان دادند. نان لواش بیات چند روز مانده. از همه سخت تر این بود که آب نداشتیم. آب را اززیر در می ریختند روی کف کانتینر تا لیس بزنیم. ما هم قسمتی را آماده کردیم تا آب در آنجا جمع بشود. جایی که کمتر جای پا روی آن وجود داشت. اما فهمان جا هم روز بعد آلوده تر شد و موقع کتک زدن بعدی، به کثافت کشیده شد.

یعنی در این مدت فقط نان خوردید؟

نه. گاهی اوقات به اصطلاح شیر هم می دادند که درآن کلی آب ریخته بودند. گاهی وقت ها هم سیب زمینی می دادند.

از شما چه می خواستند؟

هیچ. فقط کتک می زدند. هر روز چند نوبت. خیلی اوقات شب ها هم می آمدند و می زدند.

بقیه مدت روز چه می کردید؟

هیچی. از این صبح تا صبح بعد در این به اصطلاح سلول های کثیف بودیم. جا انقدر تنگ بود که تکان نمی توانستیم بخوریم، آن هم در حالیکه همه خونین ومالین بودیم. برای خواب هم نه پتو وجودداشت ونه بالش. زندانیان روی پاهای یکدیگر می خوابیدند.

درطول روز چندبار برای گردش و هواخوری بیرون می رفتید؟

گفتم که اصلا بیرون نمی بردند. محوطه آنجا خیلی کوچک بود وتعداد زیاد. فقط یک سوراخ، به اندازه یک وجب بالای سقف بلند بازداشتگاه محل نگهداری ما وجود داشت که فقط از نور آن متوجه زمان می شدیم.

شکنجه دیگری هم بود؟

بله؛ بسیاری را برای ساعات طولانی آویزان کرده بودند. خیلی ها را فقط کتک می زدند واین بهترین قسمت بود. عده ای را درانفرادی ها نگه می داشتند. دست وپای خیلی ها را درقیر داغ می سوزاندند. دندان خیلی ها در این مدت شکسته شد. بیشتر کسانی که به کهریزک رفته اند دندان سالم ندارند. کم سن وسال ها را برای اعدام به پای چوبه دارمی بردند، طناب را دور گردن آنها می انداختند ودوباره پائین می آوردند. بچه ها می مردند و زنده می شدند اما آنها در همان حال هم کتک می زدند وفحش های ناموسی بسیار زشتی می دادند. زندانیانی که قوی تر بودند از همان اندک غذا هم محروم بودندو بیشتر وقت در کانتینر می ماندند آن هم در حالیکه موش های زیادی را درسوله ها رها کرده بودند و...

و چی؟ آیا تجاوز هم در کاربود؟

متاسفانه بدترین قسمت شکنجه ها همین بود. کسانی راکه آرام تر و جوان تر بودند مورد تجاوز قرار می دادند. ما مرتب فریادهای این بچه ها را می شنیدیم.

شما به چشم خودتان دیدید؟

بله. 3 نفر از هم سلولی های من برایشان پیش آمد. هرسه زیر 22 سال داشتند. اینها را روزی یک بار می بردند. البته پس از آن آمپول هایی به آنهاتزریق می کردند که استراحت کنند!

آیا از آنها خبری دارید؟

بله. آزاد شدند.

کسی کشته شد؟

ازمیان افراد اتاق ما نه. اما در اتاق های دیگر چرا. خیلی از این هایی که خبر فوت شان را به تازگی اعلام می کنند، مدت ها قبل جان شان را از دست داده بودند. یعنی بین کشته شدن واعلام فوت آنها به خانواده ها چندروز طول می کشد.

چرا؟

برای اینکه از فاصله بازداشت آنها بگذرد و بگویند که مثلا فلانی بازداشت بوده وزیر شکنجه نمرده است. در حالیکه شکنجه ها به حدی بود که بسیاری از کشته شدگان همان روزهای اول کشته شدند.

هنگام آزادی به شما چه گفتند؟

چیزی نگفتند. از ما تعهد گرفتند. بعد عکس گرفتند. اثر انگشت و جزئیات افراد خانواده، محل سکونت زندانی وافراد درجه یک خانواده. بعد ما را رها کردند.

الان وضعیت جسمانی تان چگونه است؟

تحت درمان هستم. دنده های سمت راستم شکسته و همینطوردندان هایم. گوش چپم دچار افت شنوایی شده ولی درمجموع خوب هستم. زنده ام.

آیا باز هم به تظاهرات خواهید رفت؟

معلوم است؛ دارم خودم را برای سه مراسم آماده می کنم.
اول چهلم نداآقا سلطان.
دوم مراسم تنفیذ آقای رییس جمهور
وسوم تحلیف او.

يك گزارش از شاهدان روزهای جنایت

به چشم دیدم، یک بسیجی با قمه گردن جوانی را برید

من شاهد صحنه ای در تهران بودم که عاشورای حسینی را در برابر چشمانم زنده کرد. درکمال سادگی و صداقت برایتان می نویسم. باور بفرمائید، آبروئی برای حکومت باقی نمانده.

در صحنه ای که شاهد بودم، اکثر پرسنل عادی نیروی انتظامی همکاری خوبی با مردم داشتند و به تعدادی از افراد بازداشت شده در حالی که دستهایشان بسته بود اجازه دادند فراری شوند.

نیروهای لباس شخصی و پاسداران ضد شورش افراد دستگیر شده را شدیداً کتک می زدند، تحویل نیروی انتظامی میدادند تا با ماشین های ویژه آنها را به بازداشتگاه ببرند. یکی از افراد بازداشت شده (جوانی حدوداً 20 ساله) پس از فرار به سمت دانشکده دامپزشکی رفت که اساتید و پرسنل آن شلنگ آبی را بیرون انداخته بودند تا تظاهرکنندگان آب بخورند. این جوان قبل از اینکه به آب برسد توسط نیروهای لباس شخصی به دام افتاد و یکی از آنها او را به زمین انداخته، شاهرگ گردنش را با قمه برید که منجر به مرگ وی شد. صدای شیون و
ناله از اساتید و کارمندان دانشگاه به پا خواست.

از سازمانهای حقوق بشر بخواهید به دانشکده دامپزشکی بروند و از همه پرسنل و اساتید بپرسند چرا که حدوداً 30 نفر از آنها مستقیماً از پشت نرده های دانشکده شاهد ماجرا بودند. من کمتر از پنجاه متر با آنجا فاصله داشتم . از اول انقلاب پوشک بچه خریده بودم و دوتا نون بربری که یعنی دارم میرم خانه . بعدا یک آقا و خانم هم گریه کنان آمدند و خبر را برای چند نفری که گوشه بانک نشسته بودیم گفتند . من برگشتم به محل و دیدم دارند جنازه پسرک را میبرند. یک شلنگ آب تقریباً ضخیم سیاه رنگ از نرده های دانشکده دامپزشکی بیرون بود و چند نفر پشت نرده ها جمع بودند . اصلاً نشد که عکس یا فیلم بگیرم . تکرار میکنم که خبر کاملاً درسته من به چشم دیدم صحنه را.

من دقیقاً همانموقع آنجا بودم . صدها لنگه کفش در پیاده رو و مردمی که جیغ میکشیدند که "گردن جوانی را بریدند" . خودم دیدم .


بانک تات

با سلام

مطلب مهمی درمورد بانک جدید التاسیس "تات" دارم.


این بانک با سرمایه اولیه حدود 224 میلیارد تومان از محل:

1- مبلغ چهل ميليارد تومان وجوهات به جا مانده از آيت الله بهجت

2-مبلغ 84 ميليارد وجوهات به جا مانده از آيت الله فاضل لنکرانی که در هردو مورد با دستور مستقيم رهبر جمهوری اسلامی گرفته شده و در اختيار آقايان :

1- مجتبی خامنه ای فرزند رهبر

2- غلامعلی حداد عادل رييس اسبق مجلس

3- احمد جنتی دبیر شورای نگهبان قرارداده شده تا به عنوان سهامداران اصلي اقدام به تاسیس این بانک نموده و در شرف پذیره نویسی

مردم را تشويق براي تحريم اين بانك نماييد


بیانیه مهم مدرسین و محققین حوزه علمیه قم


بیانیه مهم مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم درباره زندان‌های غیرقانونی و شهادت تعدادی از دستگیرشدگان انقلاب مورد تعرض قرار گرفته؛ ملت به تجمع‌های خود ادامه دهند؛ مراجع نگران و درکنار ملت ایران‌اندمجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم با صدور
بیانیه‌ای از ملت خواست بر اساس قانون اساسیکه به آزادی‌های مشروع و حق تجمع تاکید دارد،به حرکت خود ادامه دهند و تصریح کرد که مراجع تقلید هم از حوادث اخیر نگران و ناخشنودند ونظر توجیه‌گران در خطابه‌های نماز جمعه، نظرمراجع بزرگوار و علمای بزرگ و مدرسین حوزه‌ها نیست.

متن کامل این بیانیه به شرح زیر است:

بسمه تعالی


از خون‌ریزی ناحق پرهیز کن، هیچ چیز به اندازه خون ناحق کیفر الهی را نزدیک نمی‌کند و مجازات را شدت نمی‌بخشد و نعمت‌ها را نابود نمی‌کند و خون ناحق زوال حکومت را نزدیک نمی‌سازد.


ملت بزرگ ایران این روزها به مصائب بزرگی مبتلا هستند که شنیدن آنها دل هر مسلمان و انسان آزادیخواهی را به لرزه در می‌آورد.

انقلاب اسلامی برای حراست از حقوق مردم بود، واجرای قانون برای آزادی‌های مشروع جامعه و ازبین بردن زندان‌های غیر قانونی و غیر شرعی وشکنجه‌های غیر انسانی و تهمت‌زدن‌های ناروا، و بالاخره برای اجرای احکام اسلام بود.حضرت امام رحمة الله علیه در اوائل شروع نهضت در سال 1342 به شاه نصیحت می‌کرد که قانون اساسی را عمل نماید و از مرز قانون خارج نشود که اگر
او به قانون عمل می‌کرد، سرنوشت حکومتش غیراز آن بود که رقم خورد.

امروز پس از سالیان دراز مبارزه ملت ایران که حاصل خون دهها هزار شهید و شکنجه و زندانی شدن مردان آزاده و تلاش‌های مراجع بزرگ به ویژه رهبری داهیانه رهبر کبیر انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی (ره) است، اهداف مقدس انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی مورد تعرض قرار گرفته است و عده‌ای جز به نابودی دستاوردهای نظام به چیزی راضی نمی‌شوند.

هر روز خبر شهادت یکی از فرزندان این مرز و بوم را می‌شنویم و با کمال وقاحت اعلام می‌کنند،دستگیرشدگانی که پس از مدتی جسم بی‌جان آنها تحویل خانواده‌ها داده می‌شود. زندان‌های غیر قانونی و بدون امکانات اولیه و رعایت اصول انسانی دایر شده است.
خبرهای شکنجه غیر انسانی و ناجوانمردانه هرروزبه نوعی فاش می‌شود، برای دفن کشته‌شدگان و برگزاری مراسم عزاداری اجازه نمی‌دهند وهمه اینها به نام اسلام و قرآن و ولایت فقیه انجام می‌گیرد.

عده‌ای مدیحه‌سرا بدون توجه به آثار تخریبی آن به توجیه این همه جنایات پرداخته‌اند، ملت عزیز ایران باید بدانند که نظر توجیه‌گران در
خطابه‌های نماز جمعه یا غیر آن اگرچه به نام حوزه‌ها باشد، نظر همه مراجع بزرگوار و علمای بزرگ و مدرسین معظم حوزه‌ها نیست. بلکه قلوب بزرگان از حوادث اخیر نگران و ناخوشنود است و در کنار ملت بزرگ ایران و دردکشیده‌ها خواهد بود.

ملت ایران حرکت خود را بر مدار قانون اساسی استوار و برطبق اصول مصرح در آن که تضمین آزادی‌های مشروع است و تجمع‌های آنها را تضمین نموده است، ادامه دهند و در کنار داغداران، یاد و خاطره‌ی مبارزان در راه حق را پاس بدارند.

نصیحتی هم به حاکمان و دولت و قوه قضائیه اززبان امیرالمومنین داریم:

زمین جز با فقر ساکنانش خراب نمی‌گردد. مردم زمانی به فقر دچار می‌گردند که والیان به جمع مال برآیند و به بقای حکومت خودمطمئن نباشند و از تجربه‌ها عبرت نگیرند.


مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم

نماز جمعه قم چه خبر ؟


آیت الله امینی در خطبه های نماز جمعه قم بابیان اینکه جوانان بی‌عدالتی را تحمل نمی‌کنند گفت ما نباید به جوانان انگ ضدانقلاب بچسبانیم. به گزارش خبرنگار مهر در قم،آیت‌الله ابراهیم امینی در خطبه‌های نمازجمعه قم که در شبستان حرم حضرت معصومه(ص)برگزار شد با بیان اینکه جوانان بی‌عدالتی راتحمل نمی‌کنند، گفت: جوان روح حساسی دارد ونمی‌تواند ظلم را ببیند و هیچ کلامی نگوید،بلکه فریاد زده و اعتراض خود را بیان می‌کند ونباید ما به این جوان انگ ضد انقلاب بچسبانیمو در تلاش بوده تا این جوان را از انقلاب دورسازیم. آیت الله امینی در بخش دیگری از سخنان خود با گرامیداشت روز جوان بیان داشت باید به جوانان اهمیت داده شود و به خواسته‌های آنان توجه شود زیرا جوانان دارای روحیه لطیفی هستند. وی روحیه تغییرطلبی را از خصوصیات جوانان عنوان کرد و گفت: باید سخنان جوانان شنیده شود و اگر صحیح بود پذیرفته شود و اگرصحیح نبود و جوان به خطا رفته بود باید با لحن ملایم ودر کمال احترام به آنها آگاهی داده و به مسیر صحیح هدایت کنیم. وی به رفتار پیامبردر صدر اسلام اشاره کرد و گفت: رفتارپیامبر(ص)و حضرت علی(ع) با جوانان تنها با شمشیر نبود،بلکه با رأفت اسلامی با جوانان برخورد کرده وبه آنها اسلام را درعمل معرفی می‌کردند.آیت‌الله امینی در ادامه به جوانان توصیه کرد که قدر انقلاب را بدانند زیرا این انقلاب ونظام به راحتی به دست نیامده و برای آن صدهاهزار نفر جان خود را از دست داده‌اند. وی به جوانان خاطرنشان کرد که ولایت فقیه مرکزاساسی در زمان امام خمینی (ره) بوده است و امروزه نیز این موضوع به عنوان رکن اساسی نظام مطرح است و همگان وظیفه داریم از آن مراقبت کنیم. با دستگیرشدگان با رأفت اسلامی برخورد شود.

پنج خبر از اوین

چهار خبر ویژه از اوین


خبر اول اینکه منابع موثق اعلام کرده‌اند چندتر از زندانیان سیاسی جوان‌تر در ساختمانی خارج از اوین که فاصله‌ای 15-20 دقیقه‌ای با اوین دارد، نگهداری می‌شوند.


خبر دوم اینکه یکی از خانم‌های آزاد شده از اوین، خبر داده که از سلول کناری، صدای سمیه توحیدلو را به همراه چند نفر دیگر می‌شنیده که روحیه‌ی خوبی داشته‌اند و با هم سرود دسته‌جمعی می‌خوانده‌اند.


خبر سوم اینکه سعید نورمحمدی، عضو جوان جبهه مشارکت، پس از 29 روز بالاخره با خانواده‌اش تماس تلفنی داشته و از سلامتی خود خبر داده، اما نسبت به اتمام یا عدم اتمام بازجویی‌هایش ابراز بی‌اطلاعی کرده است.


خبر چهارم هم اینکه علی وفقی، عضو سابق دفتر تحکیم و عضو ستاد انتخاباتی موسوی، نیز در دو روز اخیر با همسرش ریحانه حقیقی ملاقات داشته است.


نظر جمهوری اسلامی در مورد اسلام


از نظر جمهوری اسلامی اسلام یعنی چه ؟

ایدالوژی نظام در قبال چنین بحثی یک سویه و به معنی است و بیشتر به نفع خودشان است نه به نفع مردم یا ثواب در راه خدا! بلکه پیشبرد عقاید خشک و بی معنی سیاسی و بازماندن در عصر رنسانس دینی است.

مردمان اویغور یا چچن و یا دیگر جاهای جهان زیاد مهم نیست و بیشتر حوزه عملیاتی نظام در بحث دشمن تراشی برای اسلام است و این اصل نیست تا حدودی باز بستگی به سیاست دارد مثلا اگر کشور ونزوئلا یکسری مسلمان کشی کند هیچ موردی از لحاظ سیاست حاکمه ندارد ولی کافیه یه بچه رو تو یک کشور اروپایی به قتل برسونند اون هم نه از طرف دولت بلکه از طرف یک نژاد پرست ....دیگر نمیشه دانشجویان بسیجی من در آوردی رو از جلوی سفارت های اروپایی جمع کرد!

معلوم نیست اینها چه جور دانشجویان مسلمانی هستند که فقط حوزه غرب رو مورد بررسی قرار می دن و اصلا به شرق کاری ندارند. البته خب ! ..... پول و حمایت داخلی هم چاشنی چنین کاری میشه ....اگر من بخوام با یکسری از دوستام بریم جلوی یک سفارت عمری بتونیم یک شعار هم بدیم ..... الان چنین مثالی به حقیقت رسیده و هیچ تجمعی جلوی سفارت چین و روسیه نمی شه انجام داد چون با واکنش شدید دولت طرف میشید.!

اسلام یعنی زیبایی رفتار جوانمردانه پسران و دختران یا دل سپردن به راز و نیاز مادربزرگ در سحرگاه هر روز و یا زکات دادن در راه فقیران نیازمند و یا هزاران عمل زیباست...

نه اینکه هرگاه خونی در جایی از زمین ریخته می شود در فکر همه وجود یک مسلمان تدائی بشود.

اسلام بمب گذاری یا تروریسم بین المللی را پیشنهاد نمیکنه بلکه بحث و گفتگو رو سرلوحه قرار میده.

مردم در چهل جان باختگان

حمله ماموران ضدشورش به کروبی در بهشت زهرا

بامدادخبر: نیروهای امنیتی و گارد ویژه که از ساعتها قبل در بهشت زهرای تهران مستقر شده بودند، با ورود مهدی کروبی، با محاصره اتومبیل او مانع از حضور او در میان مردم شدند که در این میان عده‌ای از نزدیکان و اطرافیان کروبی مورد ضرب وشتم قرار گرفتند. تاکنون درگیریهای پراکنده‌ای میان نیروهای ضدشورش و مردم صورت گرفته که منجر به دستگیری چندین نفر از معترضان شده است.


گسترش اعتراضات در نقاط مختلف تهران

فعالین حقوق بشر و دموکراسی در ایران

بنابه گزارشات رسیده جوانان دختر و پسر که بسوی مصلی تهران با مترو در حال حرکت بودن بصورت یکدست در مترو و در طی مسیر اقدام به دادن شعار مرگ بر دیکتاتور و الله اکبر نمودند.

تعداد زیادی از مردم تهران که با مترو بسوی مصلی تهران در حال حرکت بودن از بدو سوار شدند اقدام به دادن شعارهایی مانند مرگ بر دیکتاتور و الله اکبر سر می دادند. مترو که بسوی مصلی تهران حرکت می کرد ایستگاه مصلی را بسته اند و در آنجا توقف نمی کند و بدین وسیله سعی در جلوگیری از آمدن مردم به این نقطه می شوند. مردم که قصد گرامیداشت چهلمین شب ندا را دارند ناچار هستند که در ایستگاه مترو مفتح پیاده شوند.جوانان وقتی که از مترو پیاده می شوند با بالا بردن دستان خود به علامت پیروزی خارج می شوند و شعار مرگ بر دیکتاتور سر می دهند می دهند.

در حال حاضر در نقاط مرکزی و جنوبی شهر اعتراضات در میادین و خیابانها ادامه دارد و لحظه به لحظه بر تعداد آنها افزوده می شود.

نیروهای سرکوبگر گارد ویژه که مقابل درب مترو ایستاده اندو هنگام خروج مردم بسوی آنها یورش می برند و آنها را آماج باتون های خود قرار میدهند حوالی ساعت 20:00 در اثر ضربات باتون 6 نفر زخمی و در حدود 12 نفر دستگیر شدند. علیرغم وحشیگری گارد ویژه برای متفرق کردن آنها ،مردم بصورت جنگ و گریز در نقاط مختلف جمع می شوند و اعتراضات خود را ادامه میدهند و حاضر به متفرق شدن نیستند و هر لحظه بر تعداد آنها افزوده می شود.


وضعیت غیر عادی بهشت زهرا در5شنبه 8مرداد

بر اساس مشاهدات وگزارشات دریافتی از مردم امروز بهشت زهرا ار صبح ظاهری متفاوت با روزهای دیگر دارد اول اینکه نیروهای ستاد مشترک ارتش که چند سالی است محافطت از بهشت زهرا را به عهده گرفته اند با کلاه خود و باتوم در جلوی درهای اصلی بهشت زهرا مستقر شده اند همچنین بر فراز بهشت زهرا ۲فروند هلیکوپتر مدام در حال گشت زدن هستند جالب اینکه اکثر کسانی که امروز به بهشت زهرا می امده اند ادرس قطعه ۲۵۷ را می پرسند و در جواب از سایرین می فهمند که باید به جایی بروند که هلیکوپتر ها در بالای سر انجا درپروازند .این اخبار و مشاهدات مربوط به حدود ساعت ۹ صبح می باشد در ضمن نیروهای بسیج با موتورهای قرمزرنگ و لباس خاکی در سطح بهشت زهرا خصوصا حوالی قطعات شهدا اخیر در حال گشت زدن هستند طی گزارشات تایید نشده خانواده های شهدا امروز صبح به مزار شهدا رفته اند این امر به دلیل فشار نیروهای امنیتی بوده است .


دكتر محمدباقر اصولگراي چپ نشان


اينها بخشهايي است از سخنان دكتر محمدباقر قاليباف شهردار اصولگرا و ولايت مدار تهران، كه به تازگي روي يوتيوب و سايتها منتشر شده است:

فضای سیاست، فضای کثیفی است، حتی منی که حالم از سیاست به هم می خورد، همین الان در این فضای کثیف حرکت می کنم. اگر من بیایم از دزدی هایی که در شهرداری آقای احمدی نژاد شده بگویم که از کارچاق کن هایی که آقای احمدی نژاد داشته، الان آن کارچاق کن شده استاندار ایشان. کردان کجا آدم اصولگرا است؟ کارهایی که کرده الان گندش در آمده. حتی بچه اش و زنش هم نمی خواستند ببیندش که باباش هم قبلا چه غلطی کرده و حالا فهمیده. حالا مدرک تحصیلی اش هم به جهنم. آقای رحیمی بسیار بدتر از کردان است. آقای امیر احمدی گفته که آقای احمدی نژاد با ذلت به دنبال مذاکره با امریکاست. اینهایی که گفته می شود، شعار مبارزه و مخالفت با آمریکا، همه اش کذب و دروغگویی است. پرفسور مولانا، بورسیه پنتاگون است. من نوار آقای مشائی را می آورم. مشایی منافق بود و همسرش هم جزء منافقین بوده و بعدها که بازجوی او در زندان می شود با همسرش ازدواج می کند. "آقا" همان موقع گفتند مشایی را نگذار رییس میراث فرهنگی و گردشگری. آقای احمدی‌نژاد اول حکم مشایی را داد در رادیو خواندند بعد آمد پیش "آقا". یکی از وزرای رئیس جمهور، همسر فرانسوی دارد. وزیر شما امروز درکابینه شُرب خمر می کند. همان روزی که قرار شد من این حرفها را بزنم تا ته حرفهایم را می زنم. ما بچه انقلاب و نظام هستیم. احمدی نژاد حتی یک روز سابقه ی قبل از انقلاب ندارد، حتی یک سیلی در راه انقلاب نخورده است، اگر بوده بیاید بگوید کجا. احمدی نژاد جبهه و جنگ را اصلا ندیده؛ اگر یک روز در جبهه بود تاحالا هزار بار گفته بود. اگر «آقا» از احمدی نژاد دفاع نکرده بودند، تاحالا بارها مجلس هشتم طرح عدم کفایت احمدی نژاد را وسط آورده بود. به شما بگویم «آقا» آبروی خودش را برای دولت گذاشته و این قدرت احمدی نژاد نیست، خوبی او نیست، حمایت «آقا» از ایشان است.

ما در جایی قرار گرفته ایم که از یک طرف بی دینی و از طرف دیگر تحجر و کثافت کاری را داریم و حرکت کردن را سخت می کند.


۱۳۸۸ مرداد ۸, پنجشنبه

عصیان فرزندان بر عليه پدران

شنیده شده در محافل جناح حاکم خبری نقل می‌شود مبنی بر اینکه فرزند 17 ساله یکی از قضات دیوان عالی کشور که در حوادث اخیر در خیابان بازداشت شده بود و با پیگیری‌های وی آزاد شده، از آزادی خود ابراز نارضایتی می‌کند.

فرزند این قاضی عالی‌رتبه، مدام اعلام می‌کند از اینکه در کنار دوستانش در زندان نیست، احساس سرافکندگی می‌کند و از خانواده‌اش که پیگیر آزادی او بوده‌اند، دلخور است.

این گزارش حاکی است پیش از این هم نمونه‌های متعددی از اختلاف سیاسی در درون خانواده‌های سران جناح حاکم رخ داده بود .

یکی از این نمونه‌ها، خواهرزاده‌ی احمد جنتی بوده که در درگیری‌ها دستگیر و به زندان کهریزک منتقل می‌شود، اما یک شب بیشتر در آنجا نمی‌ماند و آزاد می‌شود.

همچنین شنیده شده شهاب الدین صدر، از نمایندگان حامی احمدی نژاد در مجلس، نیز در پاسخ به پیگیری خانواده‌های برخی دانشجویان زندانی، به آنها گفته که من کار از دستم بر نمی‌آید و حتی نمی‌توانم جلوی فرزندم را هم بگیرم که در خیابان‌ها شعار ندهد و برای الله اکبر گفتن به پشت بام نرود.

چهلم شهدای جنبش سبز


این طرح که به مناسبت هشتم مرداد و برنامه چهلم شهدای جنبش سبز طراحی شده است. مردم ما خون هاي ريخته شده توسط رژيم را از ياد نمي برند و باعث اين خون ها را نمي بخشند و تا سزاي اعمالشان خاموش نخواهند نشست . مرد يكبار ديگر امروز ثابت كردند كه تا پاي جانشان در برابر ديكتاتوري حكومت وقت مي جنگند و تا پيروزي نهايي و استقرار نظام بدون كودتا چيان پايدار مي مانند.
زنده باد ياد شهداي جنبش سبز ايران
زنده باد ..........

۱۳۸۸ مرداد ۷, چهارشنبه

لوگو هاي جديدي براي تحريم












لوگو هاي جديد براي تحريم عليه سوتس و سخت گيري هاي دولت فاشيستي حاكم مي باشد كه با چاپ اين لو گو ها در وب سايت يا كاغذ و استفاده از آنها براي چاپ برروي پوستر بر روي ديوار مي باشد.


جنبش سبز مردم ايران


نامه‌ی نهضت آزادی به رفسنجاني






جناب آقای هاشمی رفسنجانی رياست محترم مجلس خبرگان رهبری



با سلام و دعای خير، همان گونه که اطلاع داريد کشور ما در شرايط کنونی وضعيتی بحرانی را تجربه می‌کند، وضعيتی که با همه ی بحران‌هايی که تا کنون بر اين سرزمين گذشته است، از نظر ماهيت متفاوت است. نيز به خوبی می‌دانيد که ريشه ی بحران موجود در زياده‌خواهی اقليتی است که بر خلاف خواست جمعی مردم - اما به نام آنان- قصد دارد که همچنان بر مصدر حکومت بماند و رای و نظر خود را بر تمامی مردم تحميل کند. سخنان جنابعالی در خطبه‌های نماز جمعه بيست و ششم تير ماه تلويحاً و گاه تصريحاً به همين موضوع اشاره داشت.
نهضت آزادی ايران نيز به عنوان يکی از قديمی ‌ترين احزاب سياسی ايران، اعتقاد دارد که اگر بحران فعلی بدرستی مديريت نگردد و حاکميت نتواند اعتماد عمومی از دست رفته را باز گرداند، نظام جمهوری اسلامی به مرور به سمت‌و‌‌سويی حرکت خواهد کرد که سرانجام نه از جمهوريت آن چيزی بر جا ی ماند و نه از اسلاميت آن.
جنبش اصلاح طلبی و تغييرات و اصلاحات تدريجی و قانونمند از آن جهت ضرورت دارد که در صورت انباشت نارضايتی مردم و استمرار سرکوب و فشار ، مناسبات سياسی وشکاف ميان ملت و دولت به انفجارگسترده ای با پيامدهای نا معلوم وغير قابل اجتناب منتهی خواهد گرديد . بديهی است ما چنين وضعيتی را مغاير منافع و امنيت و مصالح ملی می دانيم.
چگونه قابل تصور است که پس ازگذشت سی سال از انقلاب شکوهمند اسلامی که بر اساس خواست جمعی و همت مردم شکل گرفت و به دليل عدم تمکين حکومت از اين خواست جمعی منجر به سقوط رژيم پهلوی گرديد، اينک شاهد باز‌توليد همان ساختار و همان روابط قدرت در نظام جمهوری اسلامی باشيم، تا آنجاکه اعتراض آرام و مسالمت‌آميز جمعيت چند ميليونی مردم در شهرهای مختلف به خاک و خون کشيده شده‌ و پاسخ آنان با گلوله داده ‌شود. شماری از مردم شهيد، شمار بيشتری مجروح و جمع ديگری نيز به زندان انداخته ‌شوند؟ اين پاسخ حکومتی است که خود از دل يک انقلاب بيرون آمده است و بسياری از رهبران آن طعم زندان، شکنجه و سرکوب را در رژيم ستم‌شاهی چشيده‌اند و از سرانجام نظام‌هايی که پايه ی‌ آنها بجای مشروعيت برآمده از خواست مردم بر زور عريان استوار گرديده، به نيکی آگاهند.
همچنين جنابعالی در خطبه ی نماز جمعه راه‌های برون‌رفت از بحران موجود را برشمرديد. راههايی همچون آزادی دستگير‌شدگان حوادث اخير، دلجويی ازآسيب‌‌ديدگان وخانواده‌های آنان، رفع محدوديت از رسانه‌های جمعی، برخورد بی‌طرفانه رسانه ی ملی با معترضين، دلجويی از مراجع و علما و در نهايت حرکت در چارچوب قانون.
در روزهای پس از انتخابات، شمار زيادی از فعالان سياسی کشور از جمله بيش از بيست تن از اعضای نهضت آزادی ايران در تهران و شهرستان‌ها، که در اکثر موارد بدون حکم قضايی يا با استناد به احکامی کلی که فاقد ارزش قضايی است،احضار، بازداشت و روانه زندان شده‌اند. اخبار و شايعات منتشر شده در سطح جامعه حاکی از وخامت حال بعضی از اين افراد و تلاش ماموران جهت اعتراف‌گيری از آنان بهر شکل ممکن است. در صورت صحت اين شايعات، علاوه بر فقدان و‌جاهت قانونی و ارزش حقوقی اين گونه اعترافات، آنچه بيش از پيش از دست می‌رود اعتبار نظام جمهوری اسلامی و بيش از آن اعتبار شريعت اسلام است، که اخذ اعتراف از متهمان در زندان را در شرايط غير طبيعی، حرام شرعی می‌داند. نيز کم نيستند کسانی که در همين دوره، در سطح خيابان‌ها و در تجمعات اعتراضی به وسيله ی افرادموسوم به لباس شخصی بشدت مورد ضرب و جرح قرار گرفته و دچار آسيب‌های جسمی و روحی گاه جبران‌ناپذير شده‌اند. در شرايطی که هيچ نهاد قانونی مسئوليت فرماندهی اين افراد را بر عهده نمی‌گيرد و پاسخگوی رفتارهايی چنين سبعانه نيست، آسيب‌ديدگان چگونه می‌توانند از ضاربانشان شکايت به مراجع ذيصلاح برند ؟مگر در گذشته از اين گونه شکايات نتيجه‌ای عايد شاکيان شده است ؟بر‌استی پاسخ حاکمان به خانواده‌های قربانيان اين حوادث چيست؟آيا آنان بايد بپذيرند که از اين پس پاسخ هرگونه انتقاد و اعتراض آرام و مسالمت‌آميز به عملکرد حاکمان نظام اسلامی گلوله، زندان و ضرب و جرح است.
سانسور شديد مطبوعات منتقد و بستن هر از چند گاه آنها،به صورت جمعی، چه پس از انتشار يک يا چند شماره و چه توقيف آنها پيش از انتشار، داستان کهنه‌ای است که بازگويی آن برای جنابعالی و مردمی که سالهاست با اين رفتارهای غير‌‌قانونی آشنايند، تنهاباعث اطاله کلام است. کار بدانجا رسيده است که انتخاب تيتر و گزينش مطالب روزنامه‌ها نيزبعضا با حضور ماموران امنيتی در دفاتر روزنامه هايا چاپ خانه صورت می‌گيرد.
صدا و سيما نيز که قرار بوده است رسانه ی ملی باشد و از سوی همه ی ملت سخن بگويد، در دست صاحبان قدرت به مهمترين ابزار در جهت انتشار مطالب نادرست، ايراد اتهامات واهی به معترضان انتخابات و سرپوش نهادن بر حقيقت و واقعيت تبديل شده و عملاً باعث سلب اعتماد عمومی از حکومت گرديده است.
همه ی اين مواردبالا، مصاديق نقض صريح قوانين جاری در کشوراست و در صورتی که اراده‌ای مبنی بر اصلاح امور وجود داشته باشد،رفتار های ياد شده بدون ترديد قابل تعقيب قضايی است. ما نيز سخن شما را در باره ی ضرورت بازگشت همگان به قانون و حرکت در چارچوب آن تاييد می‌نماييم. سالها است که سخن ما و تمامی فعالان سياسی اصلاح‌طلب نيز تمکين به قانون و پرهيز از رفتارهای فرا‌قانونی است. اما خودتان نيک می‌دانيد که منشاء رفتارهای خلاف قانون، نه مردم و نه احزاب اپوزيسيون قانونی داخل کشور، که نهادهای رسمی حکومت می‌باشند. هم آنهاکه همواره درحاشيه ی امن قرار دارند و هيچ نهاد قضايی قدرت محاکمه و مقابله با آنها را ندارد.
سخن آخر آن که توقع مردم از شما، به عنوان رييس منتخب مجلس خبرگان و رييس منتصب مجمع تشخيص مصلحت نظام، چيزی بيش از توصيه ها ی اخلاقی به مديران و کارگزاران نظام مبنی بر رعايت قانون است و انتظار می‌رود که راهکارهای عملی واجرايی برخورد با بی عدالتی ها و بازگشت حاکمان به قانون و مجازات متخلفان از آنرا نيز پيگيری کنيد.
جنابعالی به نيابت از سوی مردم بر کرسی رياست مهمترين و بالاترين نهاد حکومتی در نظام جمهوری اسلامی تکيه زده‌ايد. اينک انتظار بحق مردم آن است که به نمايندگی از سوی آنان به وظيفه خطيرتان در برابر آنچه رخ داده و در حال رخ‌دادن است،بدان گونه عمل کنيدکه حق نمايندگی مردم ادا شده باشد.



العاقبة للمتقيننهضت آزادی ايران

موسوي و كروبي عصر پنجشنبه در بهشت زهرا

پس از آنكه وزارت كشور ايران درخواست ميرحسين موسوي و مهدي كروبي را براي برگزاري مراسم چهلم كشته شدگان خشونت هاي اخير در مصلاي تهران رد كرد، اين دو نامزد معترض انتخابات رياست جمهوري ايران گفته اند كه عصر روز پنجشنبه بر مزار اين كشته شدگان حاضر خواهند شد.
سحام نيوز، وبسايت رسمي حزب اعتماد ملي كه مهدي كروبي دبيركل آن است روز چهارشنبه ۷ مرداد نوشت كه دفتر مهدي كروبي و دفتر ميرحسين موسوي اعلام كرده اند كه عصر پنجشنبه "با حضور بر مزار جان باختگان حوادث اخير، در كنار خانواده هايشان ياد و خاطره آنان را گرامي مي دارند".
روز پنجشنبه ۸ مرداد دقيقا چهل روز از حوادث روز ۳۰ خرداد تهران كه در آن تعدادي از معترضان به نتايج دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري ايران كشته شدند، مي گذرد.
مقامات رسمي تعداد كشته شدگان حوادث آن روزها را حدود ۲۰ نفر اعلام كردند اما مخالفان دولت مي گويند كه تعداد كشته شدگان بيش از اينها است.
يكي از كشته شدگان سرشناس حوادث روز ۳۰ خرداد، ندا آقا سلطان است كه چهره او به يكي از نشانه هاي اعتراضات موسوم به جنبش سبز تبديل شده است.
پيش تر خانواده ندا گفته بودند كه روز پنجشنبه مراسمي را بر سر مزار او در بهشت زهرا برگزار خواهند كرد.
ميرحسين موسوي و مهدي كروبي روز يكشنبه 4 مرداد در نامه اي به وزير كشور در خواست كرده بودند مجوز برگزاري مراسمي براي يادبود كشته شدگان حوادث اخير براي عصر روز پنجنشبه در مصلاي تهران صادر شود.
در نامه آنها آمده بود كه اين مراسم "بدون ايراد سخنراني و با استماع به تلاوت آيات كلام الله مجيد" برگزار خواهد شد و از شركت كنندگان در آن درخواست خواهد شد كه در سراسر مراسم با سكوت "اداي احترام" كنند.
اما وزارت كشور ايران اين درخواست را رد كرد.
محمود عباس زاده مشكيني، مدير كل سياسي وزارت كشور گفت: "در اين ايام براي هيچ فرد و گروهي از جريانات مختلف سياسي كشور مجوز برگزاري تجمع و راهپيمايي صادر نشده است."
او در مورد دلايل رد اين درخواست گفت كه تقاضاي برگزاري تجمع بايد از سوي "گروه هاي قانوني" و از يك هفته قبل، هم به صورت كتبي و هم حضوري تسليم وزارت كشور شود. اما درخواست آقايان موسوي و كروبي روز شنبه يا يكشنبه ارسال شده بود.
اين مقام وزارت كشور همچنين افزود كه اين درخواست "نه با امضا نماينده گروه سياسي - بلكه با امضاي دو نفر از كانديداهاي رياست جمهوري دهم كه با اقبال اكثريت راي دهندگان مردم ايران مواجه نشده اند، از جايگاه شخصيت حقيقي به وزارت كشور ارسال شده است".
وي افزود: "....در اين خصوص طبق عرف ملت ايران مجلس ترحيم توسط بستگان متوفي در مساجد محل و منطقه برگزار مي شود."
اين درحالي است كه بسياري از خانواده هاي كشته شدگان در جريان خشونت ها مي گويند دولت از برگزاري مراسم ختم و عزاداري براي آنها در مساجد و حتي سالن هاي خصوصي جلوگيري مي كند.
آقاي موسوي روز دوشنبه در يك سخنراني شديداللحن در تقبيح خشونت ها، درخواست خود را براي برگزاري مراسم يادبود قربانيان تكرار كرد.
او گفت: "با اين كار دولت را در معرض امتحان قرار داديم، ما نمي‌خواهيم كاري كنيم، سخنراني هم نداريم، فقط مي‌خواهيم از مصلايي كه با هزينه‌هاي صدها ميليارد توماني ساخته شده، يك استفاده‌اي كنيم، همان ۱۳ ميليوني كه شما مي‌گوييد، اين‌ها هم حقي دارند نسبت به اين مصلي كه از پول آنها ساخته شده.....اجازه دهيد ما جمع شويم و فقط قرآن بخوانيم."
اشاره او به ۱۳ ميليون رايي بود كه وزارت كشور مي گويد آقاي موسوي در انتخابات آورده است.
آقاي موسوي خود را برنده واقعي انتخابات مي داند و برگزاركنندگان انتخابات را به تقلب متهم مي كند، اتهامي كه برگزار كنندگان آن را رد مي كنند.

چهلم شهدا

اطلاعیه مراسم پنجشنبه

چهلم شهدا

روز پنجشنبه هشتم مرداد ماه، روزبزرگداشت تمام شهدای جنبش سبزایران است.

عزاداران ازصبحگاهان برای نثار گل به مزارشهدا می روند و شامگاهان به منازل ایشان جهت عرض تسلیت مراجعه می کنند. ( آدرس ومشخصات شهدایی که تا کنون دریافت کرده ایم درذیل این اطلاعیه آمده است.)
درتهران عزاداران شهدا به صورت میلیونی ازساعت شش بعدازظهر در مصلای بزرگ تهران (واقع دربزرگراه رسالت) حضور می یابند تا درکناریکدیگر با سکوتی سرشار از فریاد، وروشن کردن شمع پس ازتاریکی هوا، به ادای احترام شهدا بپردازند.
رئیس جمهور منتخب مردم وعلمای قم نیز درمراسم حضورخواهند یافت.

درصورتی که سرکوبگران بخواهند ازاین مراسم آرام، انسانی واسلامی جلوگیری نمایند، مردم مثل همیشه درگیرنشده، درکمال آرامش به طرف خیابان ولی عصرمی روند و ازجلوی پارک ملت دردوجهت شمال وجنوب گرد هم خواهند آمد.

درشهرستان ها نیزمراسم مشابهی برگزارمی شود. نشانی محل تجمعات که توسط فعالین پاره ای ازشهرها تعیین شده، درذیل همین اطلاعیه درج شده است.
درصورت اشغال مراکزیادشده توسط سرکوبگران، عزاداران در جای دیگری که فعالین هرشهردرنظرگرفته اند حضور خواهند یافت. بدیهی است غیرازاین پانزده شهردربسیاری شهرها وروستاهای دیگرکشورهم مراسم مشابهی برگزارمی شود که نشانی آن تجمعات نیزتوسط فعالین هرمنطقه به آگاهی اهالی می رسد.

محسن سازگارا- محسن مخملباف

هفتم مرداد هشتاد وهشت

نشانی تجمع در شهرهای ایران

اردبیل: میدان آزادی

اصفهان: سی و سه پل بوستان آئینه

اهواز: فلکه سوم کیان پارس

ایلام: میدان امام خمینی

تبریز: چهارراه آب رسانی به طرف میدان دانشگاه

رشت: پارک شهر


ساری: پارک شهر خیابان انقلاب به طرف میدان ساعت

سنندج: میدان اقبال، بلوار کشاورز

شیراز: فلکه گاز، بلوار ارم به طرف فلکه نمازی

قزوین: میدان عارف قزوینی

کرمان: میدان مشتاقیه

مشهد: پارک ملت، بلوار سجاد

همدان: میدان ابوعلی تا میدان آزادی

یاسوج: میدان هفت تیر

یزد: چهارراه دولت آباد، جایگزین میدان امیرچخماق

تهران: مصلا، جایگزین پارک ملت در امتداد خیابان ولی عصر





آدرس تعدادی از شهدا



اشكان سهرابي:

تهران- خيابان هاشمي، بين خيابان خوش و خيابان رودكي، كوچه مقدم، كوچه فرعي قنبر نژاد پلاك 2 واحد اول منزل رضا سهرابي



حسین اکبری:

خیابان گلبرگ شرقی نرسیده به خیابان دردشت جنب مسجد سیدالشهدا طبقه سوم



مصطفی غنیان:

تهران-خیابان سعادت آباد شمالی-کوچه دوم(شهید عبقری)-پلاک 16-طبقه پنجم

مسعود هاشم زاده:

خیابان ستارخان - خیابان شادمان – خیابان ذوالفقاری – بلوار سیادت – پ 10 – طبقه سوم

ابراهیم خضری:

خ شریعتی کوچه مهندسی-محل شهادت خیابان 16 آذر -تاریخ شهادت 30 خرداد

کیانوش آسا:

ابتدای بلوار شهید مصطفی امامی، خیابان مجتمع تجاری غدیر، پشت مجتمع مسکونی دادگستری جنب نانوایی لواشی

نشانی مزار شهید: قطعه 58 پلاک 12 باغ فردوس کرمانشاه



محسن روح الاميني نجف آبادي:

نصرت شرقي- كوي بهشت

رامین قهرمانی:

خیابان ستارخان ، خیابان شهرآرا

محل شهادت: تهران ، پس از بازداشت شدن (بازداشتگاه کهریزک – بیمارستان رسول اکرم)

یعقوب بروایه:

استان خوزستان، شهرستان اهواز، 25 کیلومتری اهواز اندیمشک، روستای براویه

رامین آقا زاده قهرمانی:

خیابان ستارخان ، خیابان شهرآرا

عباس ديسناد:

نشاني مزار : بهشت زهرا - قطعه 257- رديف 66- شماره 17

محل شهادت : خيابان آزادي - نزديك محل كسب

۱۳۸۸ مرداد ۳, شنبه

حداد قاطر در انگلستان


آقاي حداد عادل جهت تعطيلات

به سفر معنوي انگلستان رهسپار شدن

نخوري زمين قيتوني!

زیارت قبول حاج آقا!....

جسارت نباشه، دهان مبارک شما بود که سی سال تمام شعار مرگ بر انگلیس میداد؟؟؟

شما نبوديد كه در برنامه تلويزيوني بعد از انتخابات انگليس خبيث و رسانه هاي آن را منشاء اعتراضات مردمي بيان مي فرموديد؟ حالا شما تعطيلات مجلس را به همراه خانواده به همين كشوري كه سرشار از توطئه است تشريف مي بريد؟

راستی یه سوال دیگه، همسر مکرمه شما چادر رو در انگليس به کنار نهاده اند. حجاب برتر فقط برای داخل کشوره؟ مردای انگلیسی میتونن همسر محترمه رو بدون حجاب برتر ببینن؟

چشم داماد محترمتان (آقا مجتبي) روشن كه مادر زنش را نمي بيند كه اينگونه اسلام را به خطر انداخته و با ولايت فقيه بابا جونتون داره يه قول و دو قول بازي مي كنه!


استقبال ميليوني مردم از ديكتاتور كوچولو


جالب اينست كه عكس توسط خبرنگار آماتور گرفته نشده است.
اين نشان دهنده حرف بعضي از آقايان است كه مي گويند طرفداران موسوي فقط محصور به تهران هستند و بقيه شهر ها را دوستداران محمود فرا گرفته ...
همانطور كه مي بينيد صف اتوبوس ها براي اياب و ذهاب مردم هم فايده اي نداشت و مردم هيچ اهميتي به حضور رئيس جمهور تقلبي از خود نشان نمي دهند.

نامه كروبي به وزارت اطلاعات


بسمه تعالي


حجت الاسلام‌و‌المسلمين جناب آقاي محسني اژ‌هاي

وزير محترم اطلاعات

با سلام و تقدير از زحمات شما و همکارانتان و دلسوزان وزارت اطلاعات

اين روزها از آنچه که به ناحق بر مردم فهيم و با شعور ايران گذشت بسيار سخن گفتيم، ولي هنگامي که در اين ايام به گفت و گو با زجرکشيدگان روز‌‌هاي تلخ پس از انتخابات رياست‌جمهوري دهم که روزهايي را به جرم اعتراض به نتيجه يک انتخابات در زندان گذاراندند نشستم بسيار متاسف شدم از سرنوشتي که بر جمهوري اسلامي ايران مي‌گذرد. چنين بود که تصميم بر آن گرفتم تا با نگارش نام‌هاي از سر دلسوزي و دفاع از آرمان‌‌هاي بنيان گذار جمهوري اسلامي ايران و خون پاک شهدا نکاتي را يادآور شوم.
اما چرا شما را خطاب نامه دلسوزانه خود قرار دادم شايد بگوييد که بهتر بود به روساي سه قوه اعتراض و انتقاد خود را بيان مي‌کردم اما براي اين هم توضيحي دارم. اول انکه رياست محترم قوه مجريه را فردي برآمده از راي ملت نمي‌دانم و از انجا که دولت او را مشروع و قانوني نمي‌خوانم نام‌هاي هم به او نخواهم نوشت. دوم انکه جناب آقاي آيت الله سيد محمود‌هاشمي شاهرودي رياست محترم قوه قضائيه نيز در پايان دوران مسووليت خود به سر مي‌برد و اين روزها سخت مشغول روند انتقال مديريتي و چه بسا راحت شدن از هم و غم دنياست و سوم آنکه جناب آقاي دکتر علي لاريجاني رياست محترم قوه مقننه نيز در مظان اتهام اصولگراياني است که او را به جرم آزاد انديشي به نقد مي‌کشند. پس چار‌هاي نبود جز انکه با شما به عنوان وزير اطلاعات کشور سخن بگويم. از طرفي ديگر، اين را فراموش نمي‌کنم شما يک روحاني هستيد که سالها در قوه قضاييه حضور داشته و سوابقتان شما را فردي با تکليف و پايبند به اصول اعتقادي، ديني و قانون جمهوري اسلامي ايران معرفي مي‌کند.
بنابراين جنابعالي که خود از دلسوزان نظام هستيد به خوبي به اين امر واقفيد که حفظ ثبات و امنيت نظام ريشه در تدوين برنامه‌‌هاي اطلاعاتي و امنيتي دارد که مبتني بر مصلحت عمومي جامعه و جلب رضايت احاد مردم براي حفظ منافع ملي باشد، اما آنچه که امروز شاهد آن هستيم با سوابقي که از شما عنوان کردم در تضاد وتناقض است. اينک سيستم اطلاعاتي و امنيتي کشور به غير‌شفاف‌ترين و مخوف‌ترين ابزار براي سرکوب مردم تبديل شده است. هرچند که گلايه چنداني از شما نيست چرا که دستگاه‌هاي موازي گاه به نام اين وزارت خانه چنين اقداماتي را طراحي مي‌کنند ولي اين جاي بسي تاسف است که شما به عنوان وزير محترم اطلاعات هر بار نسبت به آن ابراز بي اطلاعي و سلب مسووليت مي‌کنيد و البته در مواردي اظهار داشتيد که اين اقدامات در حيطه اختيارات شما نبوده است. اينک دستگاه اطلاعات وامنيت با فراموش کردن مصلحت عمومي جامعه چنان عمل مي‌کند که به سختي مي‌توان از آن دفاع کرد و تنها بايد وجدان بيدار جامعه و شخص جنابعالي را به داوري دعوت کنم.
آنچه که طي ماه‌هاي اخير بر مردم ايران گذشت آيا منطق با قانون و بر مصلحت منافع ملي بود. آيا حوادث اخير تکرار همان ماجراي حمله وحشيانه به کوي دانشگاه و قتل‌‌هاي زنجير‌هاي از جمله کشته شدن آقاي فروهر و همسرش و قتل زهرا کاظمي نبود از آن حيث که هيچ گاه عاملان آن شناسايي نشدند و حتي پيگيري آن توسط مسوولان به فراموشي سپرده شد؛ اينک به نظر مي‌رسد که تاريخ در حال تکرار است. هرچند که اگر عوامل امنيتي و اطلاعاتي در سال‌هاي گذشته جهت حفظ و درک موقعيت نظام اسلامي وحقوق مدني مردم نسبت به شناسايي عوامل ريش‌هاي آن حوادث اقدام ميکردند و ريشه‌‌هاي فساد را مي‌خشکاندن ديگر شاهد تکرار حوادثي مشابه نبوديم. عدم برخورد قاطع وزارت اطلاعات با عاملان حوادثي که در گذشته روي داد موجب آن شد تا يکسري عوامل خودسر رشد کرده و با خوراندن معجون وحشت و قدرت صرفا صورت مساله را پاک نموده و با استفاده از نجابت و گذشت مردم همه چيز را به فراموشي بسپارند تا اين آتش زير خاکستر و اين ميکروب خطرناک و ضد انساني و اين دمل چرکين در وقت مناسب و هرجا که قدرت ظهور و بروز پيدا مي‌کند بار ديگر جامعه را غافلگير کرده و چهره زشت و کريه خود را براي ايجاد رعب و وحشت و سرکوب مردم به نمايش بگذارد.
در چنين شرايطي است که هر حادثه غم انگيزي به مانند حوادث اخير روي دهد کسي مسوول انچه روي داده است نخواهد بود و همه از آن سلب مسووليت مي‌کنند. اين بر عهده وزارت اطلاعات است که عاملان اين حوادث را شناسايي و معرفي کند نه انکه با نمايش‌هايي خودساخته عاملان حوادث را به منافقين وتروريست‌هايي مجهوالهويه نسبت دهند. چرا هيچ گاه اقداماتي که از سوي نيرو‌هاي تحت عنوان لباس شخصي‌ها و بسيج انجام مي‌شود مورد بررسي قرار نمي‌گيرد؟ چنين است که پس از روي دادن حادثه تلخ شهادت دختر بي گناه ندا آقا سلطان محمود احمدي نژاد در مقام رئيس دولت نهم به رياست قوه قضائيه نامه مي‌نوسيد و خواستار شناسايي عاملان قتل وي مي‌شود و يا انکه سرلشکر فيروز آبادي فرمانده کل نيرو‌هاي مسلح طي نگارش نام‌هاي به امام زمان (عج) از کشتار نيرو‌هاي تحت لواي خودش گلايه مي‌کند. اگر چنين باشد که هرگاه چنين حوادث تلخي روي دهند عامل آن هرگز شناسايي نخواهد شد و عوامل چنين حوادثي آزادانه زندگي کرده و البته تقويت هم مي‌شوند. بنابراين اين وظيفه وزارت اطلاعات است که عاملان اين حوادث را شناسايي و يا از وقوع آن جلوگيري کند.
جناب آقاي محسني اژ‌هاي
متاسفم بگويم که درد‌ها بيشتر از آن است که اشاره شد. امروز دستگاه اطلاعاتي و امنيتي به مرکزي تبديل شده که شائبه‌هايي درباره عملکرد آن شکل مي‌گيرد. گاه احساس مي‌شود که مهم ترين دستگاه اطلاعاتي کشور آنچنان که بايد به رسالت خود عمل نمي‌کند و تمام توان خود را مصروف تنش‌‌هاي سياسي فعلي کرده است؛ گويا تنها ماموريت اين وزارتخانه اين است که در عرصه انتخاباتي تمام همت خود را براي حفاظت از يک فرد و حذف ديگران به کار بندد بي انکه پاسخگوي حوادثي که روي داده است باشد و در جهت احقاق حقوق تضييع شده مردم حرکت کند. والاسفا که امروز دستگاه‌هاي موازي اطلاعات به بهانه عمل به رسالت دفاع از امنيت و ثبات نظام اقداماتي را انجام مي‌دهند که دل هر انساني را به درد مي‌آورد و جاي تعجب است که مسوولان اطلاعاتي کشور از آن بي‌خبر هستند و يا حساسيتي بدان نشان نمي‌دهند! امروز جوانان اين مرز و بوم را تحت عنوان نيروي امنيتي و اطلاعاتي کتک مي‌زنند و در بازداشت گاه‌هاي غيرقانوني نگهداري مي‌کنند و بدترين شکنجه‌ها روحي و رواني و رفتار‌هاي خشن را با آنها انجام مي‌دهند بي انکه پاسخگوي انچه تحت لواي نظام جمهوري اسلامي مي‌کنند باشند. اينک کار به جايي رسيده است که کساني که در زندان اوين به سر مي‌برند اين شانس حضور خود در اوين و گرفتار نشدن در بازداشتگاه‌هاي غير‌قانوني را رحمت خداوند مي‌نامند.
جناب آقاي محسني اژ‌هاي آيا اين است رسالت امنيتي شما، که جوانان بي گناه ايراني را تنها به جرم اعتراض به انتخاباتي که نتيجه‌اش را قانوني و مشروع نمي‌دانند تحت عنوان نيروي امنيتي و اطلاعاتي در خيابان‌ها کتک زده و آغشته به خون به زندان‌ها منتقل کنند و ماهها بلاتکليفي را به آنان تحميل کرده و خانواده‌هايي را نگران سازنند. آيا اين است رافت اسلامي که دختران و پسران ما را در زندان‌ها به قتل برسانند و آن گاه از ارتکاب چنين جرمي سلب مسووليت کنند و آن گاه به مظلوم نمايي در دفاع از نيرو‌هاي خودسر و غير مسوول تحت لواي خود بپردازنند. آيا شما تاکنون به پشت در‌هاي زندان اوين و دادسراي انقلاب رفته‌ايد تا شاهد چشم‌‌هاي اشک بار مادران و پدران و يا همسران و فرزنداني باشيد که به دنبال کسب حتي کوچکترين خبري از زنده بودن عزيزانشان هستند؟ شما لحظ‌هاي خود را جاي آن پدران و مادران نگراني بگذاريد که اينک بيش از يکماه است که از فرزندان و يا همسران خود بي خبر هستند و آنگاه ماموران زندان اوين و دادسراي به جاي ياري رساندن به آنها براي رفع نگراني‌شان با پرخاشگري با آنان برخورد کرده و پراکنده‌شان مي‌کنند. تازه اين انچه است که پشت در‌هاي اوين مي‌گذرد و والاسفا که بسياري از خانواده‌ها حتي نمي‌دانند که فرزندان و يا همسرانشان در کجاي اين شهر نگهداري مي‌شوند و جاي تاسف است که امروز حتي مرجعي را نمي‌شناسند که بدان شکايت ببرند. چرا که قوه قضائيه سلب مسووليت مي‌کند و وزارت اطلاعات هم پاسخگو نيست. آيا شما به عنوان وزير اطلاعات از سرنوشت کساني که مفقود شده‌اند و يا در زندان‌‌هاي غير رسمي کهريزک، شور آباد و سوله‌‌هاي اطراف شهر تهران نگهداري مي‌شوند خبر داريد؟ (به نقل از منابع موثق) آيا تاکنون بر رفتار‌هاي غير متعارف نيرو‌هاي نظامي و شبه‌نظامي با بازداشت شدگان قبل از انکه به زندان‌ها تحويل داده شوند نظارتي شده است؟ شما به عنوان وزير اطلاعات وجدان بيدار خود را به داوري دعوت کنيد و بگوييد که آيا گلوله گشودن به مردمي که اعتراضاتي ارام را برگزار کردند و بازداشت‌‌هاي گسترده انان، امري منطقي است. آيا شما از اين رفتارها بي‌خبريد و يا اينکه شما هم به مانند ديگران مصلحت را بر پاسخگويي نمي‌دانيد؟ اين روزها اخبار ناگواري از تعداد كشته شدگان حوادث اخير به گوش مي‌رسد، ‌كساني كه هنوز خانواده‌هايشان از سرنوشتشان بي خبر هستند هرچند كه هيچ گاه از سوي مسوولان مربوطه آمار واقعي كشته شدگان حوادث اخير منتشر نشده است، ولي آيا شما نيز به عنوان وزير اطلاعات آمار دقيقي از كساني كه مفقود شده و كشته شده‌اند در اختيار نداريد؟ به نظر مي‌رسد كه مسوولان مي‌خواهند همواره به كتمان آمار واقعي كشته شدگان حوادث اخير بپردازنند ولي در هر صورت حداقل اجساد آنها را به خانواده‌هايشان تحويل دهيد. من متاسفم باز بگويم از آنچه طي ماه‌هاي اخير بر مردم آگاه و فهيم ايران گذشت. اينك آنچه بر مردم ايران به ويژه زنان مي‌گذرد بسيار تاسف بار است، چنانچه همه شاهد آن بودند كه چگونه با باتوم به زنان حمله كرده و آنها را كتك زده و يا به داخل جوي‌ها پرت مي‌كنند، و والاسفا كه اين غم‌‌انگيز تر از آنچه است كه جنايتكاران صهيونيست با مردم مظلوم فلسطين انجام مي‌دهند چرا كه بنابر انچه كه در رسانه‌ها مشاهده مي‌كنيم حداقل صهيونيست‌‌هاي غاصب در برخورد با زنان ملاحظاتي دارند و اين هم به علت انعكاس بيروني رفتاشان است ولي متاسفانه ماموران جمهوري اسلامي ايران زنان را در مقابل چشم ديگران كتك مي‌زنند و گويي خود را نائبان بر حق خدا مي‌دانند كه گناهكاري را مجازات مي‌كنند واز انعكاس رفتارشان در دنيا و تاثيرش بر افكار عمومي جهاني ابايي ندارند. شما در جايگاه مهم ترين وزير دولت هستيد و بايد پاسخگوي آنچه به ناحق بر مردم گذشت باشيد ولي متاسفم از اينکه هيچ گونه مرکزي از سوي نهاد‌هاي امنيتي و اطلاعاتي پاسخگوي مردم نيست و اين همان رفتاري است که از سوي قوه قضائيه نيز شاهد آن هستيم.
شما بايد بدانيد که امروز اکثريت جامعه ما از اقشار تحصيل کرده هستند که با حقوق شرعي، قانوني و مدني خود آشنا مي‌باشند و همين حقوقشان را بدون کم و کاست مطالبه مي‌کنند. بنابراين من از شما به عنوان فردي که داراي سوابق مديرتي خوبي هستيد واينک نيز مسووليتي در اين دولت داريد سوال مي‌کنم که آيا مرکز و ستادي براي هماهنگي اقدامات موازي و گوناگون دستگاه قضايي و وزارت اطلاعات و اطلاعات سپاه جهت پاسخگويي به مردم وجود دارد تا خانواده‌‌هاي بازداشت شدگان و آسيب ديدگان حوادث اخير براي احقاق حقوق خود بدانجا مراجعه کنند؟ آيا آنچه امروز در برخورد با اعتراض‌‌هاي آرام مردم و شهروندان انجام مي‌شود از برخورد‌هاي خياباني تا بازداشت‌‌هاي غير قانوني و يا بازجويي‌‌هاي قرون وسطايي و اعترافاتي که گرفته مي‌شود منطبق با قوانين اسلامي و جاري کشور و قواعد دموکراسي و فرهنگ حاکم بردنياي امروز است؟ من از شما مي‌پرسم که آيا زندان در جمهوري اسلامي ايران تعريف مشخصي دارد و يا اينکه مي‌توان مردم را در مسجد، مدرسه و زير زمين ادارات و وزارت خانه‌ها بدون انکه خانواده‌هايشان و وکلاي مدافع و حتي دستگاه قضايي در جريان باشند روزها نگه داشت و شکنجه روحي کرد؟ آيا به نظر جنابعالي با اين گونه برخورد‌هاي خشن و سرکوب مردم مي‌توانيم جوابگوي حق و مطالبات مردم خودمان و چامعه جهاني باشيم؟ ايا شما به عنوان وزير محترم اطلاعات به واقع از پشت پرده نيرو‌هاي لباس شخصي که آزادانه از هيچ کوششي جهت سرکوب مردم دريغ ندارند و روز به روز گستاخانه تر با مردم برخورد مي‌کنند خبر نداريد؟
جناب آقاي محسني اژ‌هاي
به نظر مي‌رسد که بار سنگين اين مسووليت بر دوش شماست که در اين مقطع تاريخي پشت پرده اين باند‌‌هاي قدرت که اعتقادي به جمهوريت نظام را ندارند برملا کنيد و تخم فتنه را بخشکانيد تا چنانچه وزير کابينه بعدي نبوديد با خاطر‌هاي خوش در اذهان مردم از اين وزارت خانه نقل مکان کنيد.
هيچ گاه فراموش نکيند که ايران امروز با ايران قبل از پيروزي انقلاب اسلامي تفاوت‌‌هاي بسياري دارد. شما که بايد بهتر بدانيد ما در عصر ارتباطات قرار داريم و کوچکترين رفتار دروني ما انعکاس بيرونيدارد. بنابراين بدانيد که ديگر سر در زير برف کردن نتيج‌هاي را تغيير نمي‌دهد زيرا امروز مردم آگاه و هوشيار هستند و دنيا نيز چشم به ايران دوخته است. پس چرا بايد بهان‌هاي به دست دشمان بدهيم و يا کاري کنيم که مردم از نظام جمهوري اسلامي ايران سر برگردانند.
در آخر مي‌گويم از ما که گذشت اما خوب مي‌دانيد که ما به اسلام، ايران، ميراث گرانقدر امام (ره) و مردم کشور عشق مي‌ورزيم ولي شما براي انکه پاسخي براي وجدانتان، مردم، تاريخ و در قيامت داشته باشيد مسوولان و قدرت‌‌هاي بالاتر را از شرايطي که امروز بر کشور حاکم شده است آگاه کنيد. از سويي ديگر اين امري شايسته است که براي فع هر‌گونه شائب‌هاي به شفاف سازي بپردازيد. هم خانواده‌هايي را از نگراني در آوريد و هم با توجه به انکه به مسائل پشت پرده دسترسي داريد و از شرايط شکننده کشور مطلع هستيد و امکان کالبدشکافي امور کشور در داخل و خارج برايتان مهيا است مردم را نيز در جريان واقعيت‌ها قرار دهيد و البته دنبال راه چار‌هاي براي خروج از بحران کنوني باشيد و الا مديريت روز‌هاي سخت رمضان، قدس، محرم و عاشورا و 22 بهمن برايتان دشوار خواهد بود.
نامه‌ام را با بياناتي از حضرت فاطمه زهرا (س) به پايان مي‌رسانم. آن حضرت در خبط‌هاي فرمودند: «نخواستيم ولي بدانيد که پشت شتر خلافت زخم و بار آن کج است و اين بار با اين حال به منزل نمي‌رسد.»

مهدي کروبي 2/5/1388

سانحه هوايي 2

توپولف را یکی مهار کنه !

یه تسلیتی از طرف رهبر دلخوش بودیم که بابا .... مردم ما هم اگر چند صد نفرش تو هوا بی علت منفجر میشن یه چیزی بگو ....یه تسلیتی اعلام کن جون مادرت که دلمون خوش بشه.....نه اینکه وقتی سرهنگ های سحزب الله میمیرن صد بار پیام تسلیت بفرستی!

واقعا هنوز که هیچ ...بعدا هم معلوم نمیشه که دلیل سقوط هواپیمای توپولی روسی چی بوده ؟!

میدونید این یه رسمه که هر چند وقت یه دفعه از این فوکر ها یا توپولی ها یهو و یه باره ....سقوط می کنن , فکر میکنید چرا باید اینجوری بشه ؟ ....اگر از من بپرسید میگم که تحریم باعثه! آره تحریم هایی که از سوی سازندگان و فروشندگان بهترین شرکتهای هواپیمایی اعمال میشه طبق معاهده های شورای امنیت ... باید هم اینجور بشه . . . بلخره اتمی شدن هم یه سری شهید و کشته می خواد دیگه....! نمی خواهد بنظر شما؟

فکر می کنید فشار تحریم ها و صد جور از این فشار های بین المللی واسه کیه ؟ آخرش نظام کاری می کنه که به من و تو فشار بیاد بعد هم بگه که دشمنان نظام نمی خوان ما راحت باشیم !

اون از بنزین که قبل از اینکه تحریم بشن کارتیش کردن ویکسری از مردم رو از نون خوردن انداختن ..حالا هم اگه خبری بشه سیمها رو جوری به هم ارتباط می دن که تو دلمون بگیم خدا لعنتت کنه آمریکای جهانخوار که نمی زاری من و خوانوادم زندگی کنیم....اما آیا واقعیت همینه ....اینجور قضاوت کردن درسته ؟

ناوگان هواپیمایی کشور جوری فرسوده و عقب مانده است که اگر تو لیست سایت های آمارگیری استاندارهای جهانی دنبال نام شرکتهای مسافربری هوایی ایران بگردی ....فقط وقتتو تلف می کنی....

حدود سی ساله که تغییری رخ نداده و هر روز به فرسودگی این ناوگان اضافه تر میشه جوری که خیلی از مهندسین پرواز ایرانی مشغول در این ناوگان بارها و بارها اعلام خطر کردند و حاضر به جوابگویی در بسیاری از موارد نیستند. ولی جمهوری اسلامی! نمی خواهد اینرو قبول کنه و با یک نمایش جالب در رسانه ملی خودش می خواد این پیام رو برسونه که ما متاسف هستیم و دنبال این قضیه هستیم ولی ناوگان ما هیچ موردی از کمبود و نقصان در آن مشاهده نمی شود....چرا؟

واقعا تو هر مسئله دروغ گفتن واسه مسئولین نظام دیگه یه امر عادی شده و هیچ ابایی از بر ملا شدن آن ندارند....خب دلیلش بسیار روشن است .!

مسئول اصلی و راس نظام یک دروغگوی بزرگ است .

این جور اتفاقها شروع شده و هیچ کس نمی تونه جلوی ندونم کاری ها رو بگیره....از فردا اگر 40 تا هواپیما هم یکجا سقوط کنن کسی جوابگو نیست

یه بار باید خبرنگران و یکسری از مخالفان سپاه از دور خارج بشن , یکبار باید یک سری از فرماندهان ارتش و حالا ورزشکارانی که سه نفر از آنها دچار مشکل هویت هستند!

این مفهوم خاصی را می رساند که به احتمال قوی بارها شاهد خواهیم بود ...چون این خطر بسیار جدی است که ناوگان هوایی دچار مشکل شده و خطر سقوط مجددا تکرار خواهد شد.

حال باید از آقای رئیس جمهور پرسید شما چه جوابی برای این بحران دارید ..نکند باز هم در پی آمار های غلط و نمودار های عجیب الغریب خود واقعا باورتان شده که آنها درست هستند.؟!

چه کسی پاسخ گوی خون های ریخته شده در این سانحه و یا سانحه های دیگر است؟

روز جهاني جنبش سبز ايران



امروز جهانيان به ايران تبريك مي گويد.
امروز مردم جهان يكبار ديگر در زير سئوال بردن حكومت نامشروع ديكتاتوري حاكم بر مردم ايران اعتراض مي كنند.
امروز همه ما ايرانيها در سراسر دنيا به سوگ فرزاندانمان و به عتراض يه شهيد شدن آنها با يكديگر هم رزم مي شويم.
امروز آزادي براي ايران سخن مي گويد و آزاديخواهان براي ايران سرود آزادي و يكرنگي مي خوانند.
امروز چشمهاي گريان مادران شهيد جنبش سبز ايران به ياد رشادت فرزندانشان يكبار ديگه اشكباران مي شود.
امروز تمامي انسانهاي آزاده به اعتراض به حكومت نامشروع ايران در دنيا يك شعار سر مي دهند " اي ايران اي مرز پرگهر "
و....
امروز جنبش سبز مردم ايران به دنيا شناسانده مي شود.

براي ديدن تومار اينجا كليك كنيد.

۱۳۸۸ تیر ۳۰, سه‌شنبه

محمد كامراني؛ يكي ديگر از كشته‌شدگان

محمد كامراني، جوان ۱۸ ساله اي كه در اعتراضات روز ۱۸ تير سال ۱۳۸۸ بازداشت شده بود، روز ۲۵ تير در اثر جراحات وارده، كه معلوم نيست در جريان درگيري ها و يا در زندان ايجاد شده، از دنيا رفت.

طبق آمارهاي رسمي در درگيري هاي بعد از اعلام نتايج انتخابات رياست جمهوري در ايران بيش از بيست نفر كشته اند. اما بعضي از معترضين تعداد كشته شدگان را چند برابر اين تعداد مي دانند.

يكي از اعضاي خانواده آقاي كامراني به بي بي سي فارسي گفت كه او در درگيري هاي روز پنجشنبه ۱۸ تير در حوالي ميدان وليعصر تهران بازداشت شده است. البته به گفته اين عضو خانواده آقاي كامراني، او در حركات اعتراضي شركت نداشته و صرفا در حال عبور از خيابان بوده است.

بنا بر گزارش هاي رسيده از ايران و اظهارات اين عضو خانوده محمد كامراني، او پس از دستگيري به همراه تعداد ديگري از بازداشت شدگان به بازداشتگاهي در كهريزك منتقل شده است.

بعد از چند روز فهرستي از سوي مسئولان زندان اوين از بازداشت شدگان منتقل شده از كهريزك به زندان اوين منتشر شد كه نام محمد كامراني هم در ميان آنها وجود داشت.

با پيگيري هاي خانواده آقاي كامراني به آنها اطلاع دادند كه روز چهارشنبه ۲۴ تير، او از زندان آزاد خواهد شد و هنگامي كه خانواده براي تحويل گرفتن او به زندان مراجعه كردند، به آنها گفته شد كه به دليل جراحاتي كه به او وارد شده، به بيمارستان لقمان تهران منتقل شده است.

اين عضو خانواده آقاي كامراني كه خود در بيمارستان لقمان حاضر شده مي گويد كه در بيمارستان با پيكر نيمه جان محمد كامراني روبرو شده است. خانواده آقاي كامراني با اصرار و تحت حفاظت ماموران، او را به بيمارستان مهر منتقل مي كنند، اما بعد از چند ساعت و علي رغم تلاش پزشكان بيمارستان مهر، محمد كامراني ۱۸ ساله از دنيا مي رود.

پيكر محمد كامراني، صبح روز شنبه در بهشت زهراي تهران دفن شده است.

پيش از محمد كامراني نام چند تن ديگر از كشته شدگان اين وقايع از جمله ندا آقا سلطان، دانشجوي ۲۷ ساله، سهراب اعرابي، جوان ۱۹ ساله، و يعقوب بروايه، دانشجوي كارشناسي ارشد رشته نمايش در دانشكده هنر ومعماري دانشگاه تهران، در رسانه ها مطرح شده بود.

http://www.freeimagehosting.net/uploads/f582eef57a.jpg

محمد كامراني در اثر جراحات وارده از زندان اوين به بيمارستان لقمان تهران منتقل شده بود

عكس شهداي راه آزادي بر روي پول

راهي جديد براي بيدار كردن ذهن خاموش غافلان و انقلابي در عرصه پولي كشور براي دستيابي به اقتصاد كلان

pol-01

pol-02


چند کلامی در مورد حقوق بشر در ایران

بعضی از اوقات وقتی که به فکرش می افتم کلمات قاضی مرتضوی قاتل یادم می افته که براش جون انسانها مثل جون گوسفندهایی که می خواهند قربونی بشن بی ارزش هست!

البته تعداد اینجور جونورها توی نظام فاشیستی اسلامی حاکم بسیار انبوه است از جمله آنها جنتی یا حسینیان یا مصباح و یا امامی خدا بیامرز رو می توان نام برد ....با عرض پوزش از تمامی جونور هایی که نتواستم نام آنها را در اسامی یاد شده ذکر کنم!

حقوق بشر در زبان فاشیسم اسلامی فقط مختصر میشه به غزه یا فلسطین و هر گونه ارتباط مستقیم یا گج و گوله به عربهاب نزدیک بیت المقدس کخ حامی یا نیمه حامی حاکمیت هستند...این یعنی تمام معنی حقوق بشر که خارجی ها برای ما مد کرده اند ....از دست این غربی ها که هر چی میکشیم از این آمریکای جهانخواره!

همینجوری جهان رو گذاشته تو نون ساندویچی و مثل هات داک با خردل هی گاز می زنه و می خورهوویکی نمی گه آخه کی سیر میشی ...؟ خب نون اضافه بزار .....!

بهر حال نظام اسلامی متاسفانه یا خوشبختانه در جهت تقویت یا گام برداری در راه استقرار حکومت عدل جهانی و ظهور منجی سعی در خودکامگی از نوعه لوبیا چیتی داره..! می دونید یه جور حرف می زنن انگار ما نامسلمون هستیم و اصلا به مقدساتمون اعتقاد نداریم .

حقوق بشر موقعی معنا می گیره که یه زن عرب که تو عمرش اصلا یه قطره اشک هم در راه مقدسات ما نریخته یا اسم کشور ما رو هم تا حالا نشنیده حالا تو دادگاه کشته شده و از لحاظ نظام این معنا می گیره ...چرا وقتی برادران کرد ما در سردشت مورد تجاور از دو طرف قرار گرفتند و راهی برای فرار نداشتند و به بدترین نوع از زیر پا گذاشتن حقوق بشر معنا می گیره... صدها نفر روزانه در ایران به هزاران دلیل میمیرند ولی در دید نظام اینها حقوق بشر محسوب نمی شود بلکه کشته شدن زن مصری یا شهادت یک نظامی حزب الله که قطر شکمش اندازه قطر برج میلاده حقوق بشر هست....در کشتار منطقه سین کیانگ چین نطام هیچ عکس العملی را از خود نشان نمی دهد ویا در کشتار روسیها در چچن حکومت فاشیستی حتی یک خبر هم مخابره از خود نکرد و این نشان میده که رژیم در رسیدن به اهداف خود با هر کشوری سازش می کند ولی جواب مردم خود را با گاز اشک آور و یا تیر به سینه دختری جوان در امیر آباد می دهد......

حقوق بشر برای ما شاید معنی صدای انسانهایی را می دهد که روزانه مورد شکنجه رژیم قرار می گیرند و یا خبرنگارانی که برای سرپیچی از دستور به انها و مخابره خبر هایی دروغ راهی زندان اوین می شوند , کجاست کوروش کبیر که ببیند بچه های او در زیر بار ظلم رژیم آخوندی روز را به شب می رسانند , کجاست مردان آزاده ای که برای کشورشان آزادانه و بدور از اعتقادات خشک و بی اساس با ظالمان جنگیدند و صدایشان قرنها از داخل کتابها به گوش می رسد.

دخالت در امور زندگی مردم و بی دلیل اهانت کردن به هیثیت و نظراتشون یا زیر پا گذاردن حقوق اجتماعی افراد در هر مکانی جزو حقوق یک انسان در ایران نیست حال آنکه تعرض به یک ذوب شده ولایت فقیه و یا اهانت به ساحت امام دوازدهم یعنی مخالفت با خدا و .....

این عدالت نیست که عده ای که خود را از مردم جدا می بینند و خود را با رهبرشان , بهشتی خیال

می کنند و با اعتقادات خشکشان دیگران را نیز به انحطاط می کشانند نمی توانند برای همه مردم قانون وضع کنند .

حقوق بشر در ایران 30 سال است که هوا نخورده است!

۱۳۸۸ تیر ۲۸, یکشنبه

رفسنجانی با علمای حوزه علمیه مشهد

هاشمی رفسنجانی یکروز پس از ایراد خطبه های مهم ترین نماز جمعه بعد از انقلاب 57 با هواپیما راهی مشهد شد تا با آیت الله واعظ طبسی و همچنین دیگر علمای حوزه علمیه این شهر دیدار و رایزنی کند.

با آنکه اعلام نشده انگیزه این سفر و دیدارها چیست، اما این گمان که هاشمی برای پیگیری طرحی که در نماز جمعه تهران اعلام داشت، یعنی تشکیل یک هیات از مجمع مصلحت و مجلس خبرگان برای بررسی بحرانی که نظام را فرا گرفته راهی مشهد شده است. در مرکز این طرح، کنترل اختیارات و اقدامات خودسرانه علی خامنه ای و افراد گرداننده بیت او قرار دارد که در راس همه آنها "مجتبی" پسر خامنه ای است.

فردی که از او بعنوان سازمانده کودتای 22 خرداد و بویژه همآهنگ کننده بیت رهبری با ستاد کل نیروهای مسلح برای سرکوب مردم و دستگیری های سیاسی نام برده می شود. او بعنوان رابط پدر (رهبر) با ستاد کودتا عمل کرده است. ستادی که در آن علاوه بر شماری از فرماندهان سپاه، افرادی از شورای نگهبان نیز عضویت دارند. حتی گفته می شود بیانیه کودتا که روز 23 خرداد بعنوان نامه تبریک رهبر به احمدی نژاد از صدا و سیما پخش شد، در همآهنگی با مجتبی خامنه ای تنظیم و پخش شده است.

هنوز جزئیات آنچه در آن روزهای مهم پیش و پس از کودتا در بیت رهبری گذشته فاش نشده، اما تردید نیست که این ماه نیز زیر ابر پنهان نخواهد ماند.

خبرگزاری ایلنا پیرامون سفر سریع هاشمی به مشهد، پس از خطبه های جمعه نوشت:

"رئیس مجلس خبرگان رهبری برای دیدار و مذاکره با علمای مشهد در خصوص مسائل جاری کشور به این شهر سفر کرد و مورد استقبال مسئولان استان، از جمله استاندار خراسان رضوی، آیت‌الله علم‌الهدی امام جمعه مشهد، سید احمد علوی، قائم مقام تولیت آستان قدس رضوی قرار گرفت."

بنظر می رسد علاوه بر مسئله کودتای انتخاباتی و نقش آفرینان این کودتا در وزارت کشور و شورای نگهبان، مسئله اساسی کنترل قوای نظامی توسط یک شورای منتخب و خارج ساختن فرماندهی کل قوا از دست خامنه ایست..

گفته می شود هاشمی رفسنجانی در هفته های اخیر بارها روی این مسئله تاکید کرده و بویژه به برخی از فرماندهان سپاه نیز گفته است که آنچه انجام شد، بیش از همه به اعتبار سپاه لطمه زد و آن را از چشم مردم انداخت. این به صلاح سپاه است که بعنوان قوای کودتاگر شناخته نشود!

در همین محافل پیرامون دیدار برخی اعضای شورای نگهبان با هاشمی رفسنجانی در آستانه نماز جمعه اخیر مطالبی وجود دارد

قاتل ندا شناسایی شد

[6415_1051251336562_1684111235_97346_3111585_n.jpg]
فرد فوق، عباس کارگر جاوید عضو سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ، همان کسی است که در قتل ندا آقا سلطان دست داشته است و توسط مردم دقایقی بعد از قتل ندا بازداشت می شود و کارت شناسایی اش بدست مردم می افتد .

آرش حجازی یکی از شاهدین لحظه قتل ندا آقا سلطان نیز بر این مسئله صحه گذاشته بود که قاتل توسط مردم شناسایی شده و کارت شناسایی اش بدست مردم افتاده است ، هم اینک آن کارت که در آن مشخصات قاتل و همچنین وابستگی اش مشخص شده (هیات رزمندگان اسلام زیر نظر سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اداره می گردد) به جهت شناسایی ملت معرفی می گردد . و البته آرش حجازی که قاتل را حتما بیاد دارد می تواند در این شناسایی نقش اصلی را داشته باشد

پشتیبانی ۱۹ استاد حوزه علمیه


۱۹ استاد حوزه علمیه قم، با انتشار نامه‌ای خطاب به آیت‌الله استادی، پشتیبانی خود را از وی اعلام کردند. استادی در اعتراض به تحریکات طلبه‌های طرفدار احمدی‌نژاد، کلاس درس‌خود را تعطیل و از امامت جمعه قم پرهیز کرده‌است.

نامه سرگشاده ۱۹ استاد سرشناس حوزه علمیه قم، روز پنجشنبه ۲۵ تیرماه، یک روز پس از آن منتشر شد که مشاور محمود احمدی‌نژاد آیت‌الله رضا استادی را مورد انتقاد قرار داد. آیت الله استادی، مدرس اصولگرا و معتدل حوزه علمیه قم، به تازگی اعلام کرد که به علت ناراحتی از وضعیت موجود، تا آغاز ماه محرم از هرگونه سخنرانی، درس و اقامه نماز جمعه خودداری می‌ورزد.

امام جمعه قم، پیش از اعلام این تصمیم، در خطبه‌های نماز جمعه مدعیان تندروی حمایت از رهبری را مورد انتقاد قرار داده و گفته بود: «نظام ما با پشتیبانی مردم حرکت می‌کند و موفق است. نباید دست به کاری بزنیم که مردم به نظام بدبین شوند».

تحریکات سردبیر پرتو سخن

اشاره آیت‌الله استادی به تحریکات قاسم روانبخش سردبیر نشریه "پرتو سخن" بود. نشریه سخن متعلق به مصباح یزدی است. روانبخش که یک روحانی تندروی طرفدار احمدی‌نژاد است، پس از اعتراضات گسترده به نتیجه انتخابات ۲۲ خرداد، طلبه‌های حوزه علمیه را به شرکت در یک راه پیمائی ۱۵۰ کیلومتری برای بیعت با رهبری فراخواند و علیه روحانیون برجسته معترض به نتیجه انتخابات، شروع به تحریکاتی کرد. آیت‌الله استادی نیز یکی از این روحانیون است.

راه‌پیمائی پیشنهادی قاسم روانبخش، با شرکت چند طلبه در روز جمعه ۲۹ خرداد برگزار شد، اما تعداد شرکت‌کنندگان در آن آنقدر کم بود که حتی رسانه‌های طرفدار دولت از انتشار خبر آن خودداری ورزیدند.

انتقاد مشاور احمدی‌نژاد

پس از کنار‌گیری آیت‌الله استادی از امامت جمعه و تدریس در حوزه علمیه قم، جوسازی علیه وی از سوی نزدیکان احمدی‌نژاد آغاز شد. از جمله ایرنا به نقل از حجت‌الاسلام سقای بی‌ریا مشاور احمدی‌نژاد نوشت که راه‌پیمائی طلاب قم در حمایت از رهبری خودجوش بوده و کسی آن را تحریک نکرده است. مشاور احمدی‌نژاد، به ایرنا گفت که با سخنان آیت‌الله استادی مشکل دارد و طلبه‌ها برای تصمیمات خود نیازی به اجازه استادانشان ندارند.

اسامی استادان معترض

نامه پشتیبانی از آیت‌الله استادی را، این استادان حوزه علمیه قم امضا کرده‌اند: جوادی آملی، سروش محلاتی، موسوی زنجانی، علی‌رضا امینی، محمدتقی سبحانی، سید ضیا مرتضوی، مهدی مهریزی، سید جواد ورعی، محمد جواد صاحبی، کاظم قاضی‌زاده، حسین شهامت، محمدرضا غفوریان، محمد ذبیحی، سید محمدکاظم شمس، محسن آخوندی، جلال‌الدین قیاسی، محمد حسین شریفی نیا، محمد کاظم رحمان ستایش و داود فیرحی.

در این نامه سرگشاده، که از جمله در پایگاه اینترنتی "موج آزادی" منتشر شده آمده است: «بسیاری می‌دانند که اعتراض شما سخن و خواست بسیاری از بزرگان و اساتید محترم حوزه است که از این حرکت خودسرانه و خارج از چارچوب شئون شرعی و حوزوی ناراحت و ناراضی‌اند».

"موج آزادی" پایگاه اینترنتی طرفداران میرحسین موسوی است و از روز ۲۴ تیرماه فعالیت خود را آغاز کرده است.

جمعه فراموش نشدني! 2











به گزارش پايگاه خبري فراكسيون خط امام(ره)مجلس«پارلمان‌نيوز»، خبرگزاري فارس به نقل از خبرنگار خود مدعي شد كه معترضان به نتيجه انتخابات حداكثر 700نفر بوده‌اند كه بعد از پايان نماز جمعه اعتراضات خود را بار ديگر اعلام كردند، اما روزنامه كيهان جمعيت را 5-4هزار نفر عنوان كرد و بدون اشاره به شليك گاز اشك‌آور كه مردم براي كم اثر كردن آن مجبور به روشن كردن آتش شدند اين عده را آشوب طلب‌هاي تحريك شده توسط سخنان هاشمي رفسنجاني عنوان كرد.

صدا و سيما نيز در گزارشي حاميان ميرحسين موسوي و مهدي كروبي را در اقليت محض عنوان كرد.


۱۳۸۸ تیر ۲۷, شنبه

خبر خنده دار 2


اين خبر البته انشعابي دارد كه بر مي گردد به تابستان 1387 كه در عراق جوك روز رقم خورد و باعث آبرو ريزي شد و اينبار جاي آمريكاي جهانخوار با اسرائيل خبيث عوض شده است.

خبر به شرح زير مي باشد:

آقای اژه ای در همایش "مسئولان هیئت های رزمندگان اسلام" دلیل تلاش اسرائیل برای ترور آقای احمدی نژاد را مخالفت با انتخاب مجدد او به سمت ریاست جمهوری ایران دانستو اسرائیل را "سر سخت ترین مخالف" آقای احمدی نژاد دانست.

وزیر اطلاعات ایران در اظهارات خود مدعی شد مقام های اسرائیلی در حاشیه شرم الشیخ، و همچنین در پاریس با نمایندگانی از سازمان مجاهدین خلق ایران دیدار کرده اند.

با این حال آقای آژه‌ای مدعی شد "منافقین در قبال این کار شروطی گذاشتند و از آنها خواستند که آمریکا و غرب نام منافقین را از لیست سیاه خارج کند."

آقای اژه ای درباره زمان این دیدارها جزئیاتی را عنوان نکرد و مشخص نیست که دیدار مورد ادعا در حاشیه کدام اجلاس در شرم الشیخ رخ داده است.

وزیر اطلاعات ایران گفت "دشمنان" برای ترور محمود احمدی نژاد با "اشرار شرق کشور" نیز تماس گرفتند و "به آنها اطلاعاتی نیز دادند که هنوز هم این امر ادامه دارد."